تاریخ انتشار: ۱۲:۵۹ - ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

تیشرت به‌جای کت؛ ایده‌ای مردانه برای بحران انرژی | آقای پزشکیان به جای این کارها یک فکر اساسی کنید

اقدام مسعود پزشکیان در درآوردن کت در جریان نشست رسمی «شورای همکاری دولت و دانشگاه» با محوریت بحران آب، به‌سرعت به یک بحث عمومی درباره «سیاست‌ورزی نمادین» و مرز آن با سیاست‌گذاری واقعی تبدیل شد؛ رفتاری که برخی آن را پیام صرفه‌جویی انرژی می‌دانند و برخی دیگر، نمونه‌ای از جایگزینی نمایش به‌جای اصلاحات ساختاری.

پزشکیان

رویداد۲۴| اقدام مسعود پزشکیان در درآوردن کت در جریان نشست رسمی «شورای همکاری دولت و دانشگاه» با محوریت مدیریت بحران آب و ادامه جلسه با پوشش ساده‌تر، طی ساعات گذشته با واکنش‌ها و برداشت‌های متفاوتی روبه‌رو شده است؛ رفتاری که از یک سو به‌عنوان تلاشی برای انتقال پیام صرفه‌جویی در مصرف انرژی دیده می‌شود و از سوی دیگر، بار دیگر بحث درباره مرز میان «نمادسازی سیاسی» و «سیاست‌گذاری واقعی» را زنده کرده است.

پزشکیان در این نشست با تأکید بر ضرورت مدیریت مصرف انرژی، کت خود را درآورد و با تیشرت به ادامه جلسه پرداخت؛ اقدامی که او آن را در راستای کاهش مصرف انرژی و جلوگیری از اتلاف در سرمایش محیط‌های اداری توصیف کرد. در ظاهر، این رفتار تلاشی برای تبدیل سبک زندگی مسئولان به الگوی مصرف کمتر انرژی است.

اما این اقدام بیش از آنکه یک سیاست اجرایی باشد، در دسته «سیاست‌ورزی نمادین» قرار می‌گیرد؛ یعنی استفاده از رفتار فردی برای ارسال پیام عمومی، بدون آنکه لزوماً پشتوانه ساختاری یا اجرایی داشته باشد. تجربه سیاست‌گذاری در کشور‌های مختلف نشان می‌دهد که چنین اقدامات نمادینی اگرچه در جلب توجه افکار عمومی مؤثرند، اما به‌تنهایی توان تغییر الگو‌های مصرف را ندارند.

تجربه ژاپن؛ «کول بیز» و یک تفاوت مهم

ایده کاهش مصرف انرژی از طریق تغییر پوشش، پیش‌تر در قالب طرح معروف «Cool Biz» در ژاپن اجرا شده است؛ سیاستی که دولت این کشور با هدف کاهش مصرف برق در ادارات و به‌ویژه کاهش استفاده از سیستم‌های سرمایشی، آن را به کار گرفت.

در این طرح، کارمندان دولت تشویق شدند بدون کت و کراوات و با پوشش سبک‌تر در محل کار حاضر شوند. این سیاست به‌مرور به یک هنجار اداری تبدیل شد و حتی در بخش خصوصی نیز گسترش یافت؛ تا جایی که به کاهش نسبی مصرف انرژی در فصل گرما کمک کرد.

با این حال، تفاوت مهمی میان تجربه ژاپن و شرایط ایران وجود دارد: در ژاپن این سیاست در قالب یک بسته منسجم اداری–فرهنگی و در کنار اصلاحات بهره‌وری انرژی اجرا شد، نه به‌عنوان یک اقدام منفرد و نمادین.

مسئله نابرابری در امکان اجرای سیاست پوشش

در فضای اداری ایران، چنین الگو‌هایی با یک چالش جدی مواجه‌اند؛ مسئله «یکسان نبودن امکان اجرا برای همه کارکنان». در حالی که تغییر پوشش برای مردان در قالب حذف کت و لباس رسمی قابل تصور است، برای زنان شاغل در دستگاه‌های دولتی، چارچوب‌های پوششی از اساس تعریف متفاوتی دارد و امکان معادل‌سازی ساده با چنین سیاستی وجود ندارد.

این موضوع باعث می‌شود سیاست صرفه‌جویی از مسیر پوشش، از ابتدا با محدودیت ساختاری مواجه باشد و نتواند به‌عنوان یک ابزار فراگیر و برابر در کل بدنه اداری عمل کند؛ مسئله‌ای که در نهایت اثرگذاری آن را نیز محدود می‌کند.

بحران انرژی؛ فراتر از لباس و رفتار فردی

حتی با فرض پذیرش ارزش نمادین چنین اقداماتی، واقعیت این است که ریشه بحران انرژی در ایران را نمی‌توان در سطح پوشش یا رفتار فردی مدیران جست‌و‌جو کرد. بخش عمده مصرف انرژی در کشور به ساختار‌های فرسوده، ناکارآمدی در مدیریت مصرف، قیمت‌گذاری غیرواقعی و نبود نظام بهره‌وری انرژی بازمی‌گردد.

در چنین شرایطی، تمرکز بر رفتار‌های نمادین، هرچند قابل توجه، ممکن است به نوعی جابه‌جایی مسئله از سطح سیاست‌گذاری به سطح نمایش‌های مدیریتی تعبیر شود؛ چیزی که در ادبیات سیاست‌گذاری عمومی، همواره نسبت به آن هشدار داده شده است.

نمایش نه، راهکار لازم است

تجربه کشور‌های مختلف نشان می‌دهد که اصلاح مصرف انرژی زمانی موفق بوده که مجموعه‌ای از سیاست‌های هم‌زمان و سخت‌گیرانه اجرا شده است؛ از نوسازی زیرساخت‌ها و بهینه‌سازی مصرف گرفته تا اصلاح نظام تعرفه‌ها و مدیریت تقاضا.

در این چارچوب، اقداماتی مانند سبک‌تر کردن پوشش اداری تنها می‌تواند نقش مکمل فرهنگی داشته باشد، نه راه‌حل اصلی. در غیر این صورت، خطر تقلیل یک بحران پیچیده و ساختاری به رفتار‌های نمادین و کوتاه‌مدت وجود دارد.

رفتار رئیس‌جمهور را می‌توان تلاشی برای ایجاد حساسیت عمومی نسبت به بحران انرژی و آب دانست؛ اقدامی که از منظر ارتباطی، واجد پیام روشن صرفه‌جویی است و حتی می‌توان برای آن نمونه‌های مشابهی مانند تجربه ژاپنی «کول بیز» یافت.

با این حال، تفاوت‌های ساختاری، محدودیت‌های اجرایی و مهم‌تر از همه عمق بحران انرژی در ایران باعث می‌شود چنین اقداماتی تنها در سطح پیام باقی بمانند. در نهایت، اگر هدف واقعی مهار بحران آب و انرژی باشد، مسیر نه از تغییر پوشش، بلکه از اصلاح جدی در حکمرانی انرژی و سیاست‌گذاری‌های کلان می‌گذرد؛ جایی که نمادها، بدون پشتوانه سیاستی، به‌تنهایی کافی نیستند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما